وقتی کاربران توییتر به داد زلزله زدگان رسیدند

نوشته آرش زاد 25 مرداد 1391

قدرت شبکه‌های اجتماعی بر هیچ‌کس پوشیده نیست. حداقل افرادی که همه روزه با موضوعات مرتبط با وب و فناوری سر و کار دارند، خوب می‌دادند که کاربران فعال در این شبکه‌ها را می‌توان به‌عنوان نیرویی حقیقی در کنار بستر مجازی محیط فعالیت آن‌ها در نظر گرفت که قادر به انجام خیلی کارها هستند.

زلزله آذربایجان شرقی

با وقوع زلزله تاسف برانگیز آذربایجان شرقی در هفته جاری، سیل اطلاعاتی کاملی در رابطه با این واقعه در شبکه‌هایی نظیر توییتر، فیسبوک و گوگل پلاس سرازیر شد. برخی کاربران تقریبا حتی در لحظات وقوع حادثه نیز توییت‌هایی را با موضوعیت لرزش محل سکونت خود ارسال کردند و شاید بتوان گفت توییتر، اولین مکانی بود که از طرف کاربران برای اعلام حادثه مورد استفاده قرار گرفت و پس از آن نیز، به شکل متفاوتی، روال کمک رسانی به آسیب دیدگان این حادثه را پیگیری کرد.

ساعت‌ها پس از وقوع زلزله، اطلاع‌رسانی‌ها درباره شماره‌حساب‌هایی که می‌تواند برای کمک به آسیب دیدگان از آن‌ها استفاده شود اعلام شدند. مرکزهای خیریه و هلال احمر از جمله جمعیت‌هایی بودند که شماره حساب‌شان دست به دست در این شبکه‌ها به اشتراک گذاشته می‌شد.

در همین زمان‌ها بود که چهره اولین سایت‌های اطلاع‌رسانی برای کمک به زلزله زدگان در وب (نظیر امید برای آذربایجان و Help Tabriz) پیدا شد. اطلاع از وضعیت زخمی‌ها و کشته شدگان، آدرس مراکز انتقال خون، اعلامیه نیازمندی‌ها برای آسیب دیدگان حادثه و راهنمایی‌هایی که برای انجام کارهای مرتبط با این موضوع برای کاربران مفید به‌نظر می‌رسیدند، در این سایت‌ها منتشر شدند.

اما داستان اصلی از جایی شروع شد که گروه‌های خودجوشی اقدام به جمع‌آوری کمک از کاربران شبکه‌های اجتماعی نمودند. توییتر علی‌رغم محدودیت‌هایی که برای دسترسی به آن وجود دارد، اولین شبکه‌ای بود که توانست به کمک ساختار خود، کاربرانش را برای مدیریت این موضوع کمک کند. شاید باورش سخت باشد که تنها یکی از این گروه‌ها در عرض کمتر از ۲۴ ساعت، موفق به جمع‌آوری ۴ تا ۵ میلیون تومان کمک نقدی از طریق کاربران همین شبکه شد.

این حرکت چگونه شکل می‌گیرد؟

حرکت‌های این چنینی در شبکه‌های اجتماعی اصولا به‌صورت خودجوش انجام می‌شوند. کاربری را فرض کنید که بیش از ۲ هزار دنبال کننده دارد و طبیعتا عده‌ای از آن‌ها را دوستان نزدیک، همکاران، دوستان مجازی و یا سایر افرادی که به نوعی او را می‌شناسند تشکیل می‌دهند. همین موضوع کافی است تا با ارسال یک درخواست از آنان بتوان نوید حرکتی دسته‌جمعی را برای کمک به عده‌ای دیگر داد.

هدف از این گونه حرکت‌ها، جمع‌آوری کمک‌های مردمی در کنار سایر نهادهای رسمی‌ای است که در این زمینه فعالیت می‌کنند. عده‌ای از افراد با داشتن برخی امتیازات (مانند نزدیک بودن به محل حادثه و امکان جابجایی سریع لوازم مورد نیاز)، تلاش می‌کنند تا کمک‌های دیگران را به‌صورت شخصی و با سرعت بیشتری به محل حادثه انتفال دهند و این مهم‌ترین دلیل انجام چنین فعالیت‌هایی به حساب می‌آید که تنها مختص به ایران نیست.

اما در هر حال ممکن است در این بین، سوء برداشت‌هایی نسبت به چنین حرکت‌هایی وجود داشته باشد که طبیعتا برخی از آن‌ها را می‌توان ناگزیر دانست.

اعتمادها از کجا می آیند؟

یکی از مواردی که ممکن است برای خیلی از افراد گُنگ باشد، بحث اعتماد به کاربری است که به‌صورت مجازی اقدام به درخواست کمک از دیگران می‌کند. همان‌طور که عنوان شد، بخشی از این اعتماد از طریق دوستانی که در اطراف ما هستند ایجاد می‌شود. فرض کنید من به‌عنوان یکی از دوستان شما و افرادی که با فعالیت‌های من آشنایی دارید، اطمینان کامل خودم را نسبت به حرکت یکی دیگر از افراد در این زمینه اعلام می‌کنم و این موضوع دست به دست می‌چرخد.

توییتر

اینترنت این روزها با شبکه مجهول الهویه سال‌های قبل تفاوت دارد. هرچند هنوز خیلی از کاربران ایرانی برداشت درستی از نحوه فعالیت در این شبکه را ندارند و یا حتی برداشت‌های سوئی نیز نسبت به آن وجود دارد، اما مانند خیلی موضوعات و تکنولوژی‌های دیگر، اینترنت نیز در کنار استفاده‌های منفی‌ای که می‌توان توسط عده‌ای از آن داشت، زمینه حرکت‌های مثبت زیادی می‌تواند باشد.

در چنین حالت‌های اضطراری، هدف همه افراد یکی است. در اتفاق رخ داده فعلی، هدف همه کاربران کمک به آسیب دیدگان حادثه، به هر شکل ممکن بود. عده‌ای با مراجعه به پایگاه‌های انتقال خون سعی در کمک به افراد را داشتند. عده‌ای ترجیح دادند مبلغی را برای خرید وسایل مورد نیاز آنان به خیریه‌ها و یا هلال احمر پرداخت کنند. عده‌ای دیگر، خود اقدام به تهیه وسایلی مانند مواد غذایی و بهداشتی کردند تا به نوعی، همبستگی در اینگونه محیط‌ها را به دیگران نمایش دهند.

کافی است با یک جستجوی ساده در وب، به حرکت‌های انجام شده از طرف کاربران مختلف وب فارسی طی روزهای گذشته برسید. پست‌ها و خبرهای مختلفی که در جای جای وب برای تشویق کاربران به کمک به زلزله زدگان منتشر شدند و فعالیت‌های گسترده‌ای که در همین راستا در شبکه‌های اجتماعی صورت گرفتند، نمونه بارزی از این جنبش خودجوش بوده‌اند. این دقیقا همان کارهایی است که چند سال گذشته برای زلزله بم در جامعه حقیقی ایران نیز اتفاق افتاد. اما این‌بار تفاوت در اینجا بود که وجود شبکه‌های اجتماعی، کمک زیادی به سرعت انجام این کار و اطلاع‌رسانی آن کرد. شاید اگر در آن زمان نیز اینترنت و بسترهای فعلی وجود می‌داشتند، هماهنگی‌ها و کمک‌ها با سرعت و بار بیشتری صورت می‌گرفتند.

نتیجه کار

نتیجه کار، آن‌هم تقریبا برای اولین تجربه در این زمینه، هرچند کوچک و محدود فوق‌العاده عالی است! البته طبیعتا در کنار همه رفتارهای خوب، مانند یک جامعه حقیقی، همواره درصدی نیز خلاف جریان کل حرکت می‌کنند.

در اینگونه مواقع، به اشتراک گذاری تصاویر آسیب دیدگان و یا عزیزان از دست رفته برای دریافت «لایک» در فیسبوک و یا اشتراک گذاری مواردی که کمکی به جریان کلی نمی‌کند، اصولا بازهم توسط کاربران انجام می‌گیرد. فیسبوک هر چند در زمینه‌های زیادی می‌تواند باعث کمک به اطلاع‌رسانی و گردش اطلاعاتی شود اما به همان نسبت (حداقل در زمینه فرهنگ استفاده برخی کاربران ایرانی از آن) ضعف زیادی از طرف کاربران ما برای شیوه درست استفاده دارد.

برداشت کلی از این موضوع را می‌توان موفقیتی برای فعالیت کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی در نظر گرفت که توییتر در صدر آن قرار دارد. اطلاع‌رسانی، جمع‌آوری کمک و ارسال آن به مناطق آسیب دیده به کمک توییت‌های کاربران، پیروزی شیرینی برای هر دو طرف داستان بود.

اما باز با وجود همه این موضوعات، عدم درک درست از فعالیت‌های مورد نظر می‌تواند عکس‌العمل‌های عجیب و گاه مایوس کننده‌ای را نیز برای چنین فعالیت‌هایی به همراه داشته باشد؛ موردی که شاید با گذشت زمان بتوان آن‌را حل کرد.