وبلاگنویسان آیتی، قاتلان وبلاگستان!
نوشته آرش زاد • 11 مهر 1389
این بحث بارها و بارها در وبلاگستان عنوان شده و دوستان عزیز، هر کدام سعی کردند در مورد وبلاگهای آیتی، شیوه فعالیت آنها و میزان تاثیر گذاری آنها روی وبلاگستان فارسی نظر خود را مطرح کنند. وبلاگهای آیتی ایرانی، قطب فعالیتهای فناوری وب ایران هستند. بسیاری از سایتها، خبرگزاریها و نشریات با توجه به همین وبلاگها (و بدون توجه و رعایت حق نشر آنها) مطالبشان را منتشر میکنند. (البته این مورد فقط در مورد این وبلاگها صدق نمیکند!)

ایرادی که عدهای از دوستان بر اینگونه وبلاگها میگیرند، ترجمه مطالب وبلاگهای انگلیسی است. این معضل گاه به شیوهای مطرح میشود که گویا شخص آیتی نویس در حال گرفتن جان نداشته وبلاگستان است. گاه تولید محتوای ترجمه (که در بسیاری از همین نشریات کامپیوتری نیز انجام میشود) به گونهای مورد انتقاد قرار میگیرد که انگار وبلاگهای آیتی باعث عدم پیشرفت وبلاگستان بودهاند. من به عنوان یکی از کوچکترین عضوهای این گروه از وبلاگنویسان همواره نظری مخالف با گفته این دسته از دوستانم داشتهام و همیشه دلایل مربوط به آن را در نظرات نوشتههایشان بیان کردم. مدتها بود که قصد داشتم در وبلاگینا (که ۳ سال است به عنوان یکی از وبلاگهای آیتی در حال فعالیت است) نظر خود را درباره شیوه فعالیت وبلاگهای موجود در این زمینه عنوان کنم اما تا به امروز فرصت آن پیش نیامد.
مقایسه وبلاگهای فناوری ایران با وبلاگهای انگلیسی
اولین اشتباه در مورد دوستان منتقد به این موضوع همینجا مطرح میشود. دقیقا نمیدانم این دوستان بر چه اصلی این موضوع را مطرح میکنند اما تشبیه صحبت آنها یعنی اینکه ما در کویر از شما جنگل میخواهیم! اگر بخواهیم صادقانه صحبت کنیم، ایران در مقایسه با امریکا و اروپا در فقر کامل تکنولوژی به سر میبرد و این مورد گریبانگیر وبلاگنویسان نیز میشود. اپل، گوگل، مایکروسافت و (تقریبا) همه شرکتهای مطرح فناوری هیچیک در ایران نمایندگی ندارند. ما از لمس واقعی فناوری به دوریم. خبرها همه در آنسوی مرزهای ما در حال اتفاق است و ما اینسو قرار داریم. پس خواه ناخواه مجبوریم اخبار را از خروجی آنها دنبال کنیم و در وبلاگهای خود پوشش دهیم. بنابر این مقایسه تولید خبر در دو سطح وب ایران و وب غیر ایران عملا اشتباه است. ما در ایران چه اخباری را برای نوشتن داریم تا همواره بهروز باشیم؟ خودتان میدانید!
سطح فرهنگ متفاوت مردم
در ایران وبلاگنویسی اصلا شغل نیست. هیچکس برای وبلاگنویس تره خورد نمیکند. من بارها و بارها به عنوان وبلاگنویس آیتی سعی داشتم تا با جزء ترین کارمندان شرکتها (شرکتهای وارد کننده محصولات، شرکتهای فناوری و یا سایتهای مرتبط به موضوعات وب) گفتگو کنم اما باور کنید کوچکترین همکاری صورت نگرفت. متاسفانه در ایران هنوز بسیاری از شرکتهای مرتبط در این زمینه از یک سایت آبرومند نیز برای خود برخوردار نیستند چه برسد به اینکه بخواهند صحبت با یک وبلاگ آیتی را به عنوان یک فرصت برای خود قلمداد کنند.
عدم درآمد وبلاگنویسان
چند روز پیش AOL، تککرانچ را با قیمت بسیار بالایی خرید. شاید ندانید که مایکل آرینگتون این وبلاگ را ابتدا به عنوان وبلاگ شخصی خود احداث کرد و بعد رفته رفته آنرا گسترش داد تا به اینجا رسید. فکر میکنید چه چیز باعث شد که او اینقدر رشد کند و تککرانچ را جهانی سازد؟ فکر میکنید چرا AOL اینهمه سرمایه بابت این وبلاگ هزینه میکند؟
یکی از دلایل استمرار یک وبلاگ (آیتی)، (بعد از علاقه و عشق به این مبحث) انگیزه مادی است. شاید بتوان این جمله را اینگونه تصحیح کرد که از اصلیترین دلایل پایداری یک وبلاگ آیتی، انگیزه مادی است. بله دوستان من، پول! شخصا اگر شما بخواهید مانند همان وبلاگنویسهای امریکایی و اروپایی فعالیت کنید نیاز به پول دارید. نیاز به یک حامی دارید تا شما را در زمینههای مختلف پشتیبانی کند. همین الآن اگر پول را از سیکل گردش کاری همان وبلاگها حذف کنیم باور کنید هیچیک از آنها به مانند همین وبلاگنویسان ایرانی چند سال بیوقفه و بدون چشمداشت برای مخاطبان خود نمینویسند. با عشق و علاقه تا جای خاصی میتوان پیش رفت. شما اگر یک گیک هم که باشید باز نیاز به پول دارید. در ایران چه کسی وبلاگنویسان فناوری را حمایت کرده است؟ جز اینکه نهایتا هاست آنها را تامین کردهاند؟ جز اینکه هر چند وقت یکبار کسی با کلی کلنجار و بحث بر سر قیمت، تبلیغی را به آنها داده؟ جز اینکه آنها (اکثرا) هیچ کدام عضو باندهای تبلیغاتی برای درج تبلیغات و کسب درآمد بهحق نیستند؟ جز اینکه از جیب خود هزینه کردهاند و سودی نبردهاند؟ کسانی که انتظار ویلاگنویسی پایدار، اختصاصی و همسطح با وبلاگهای خارجی را دارند آیا به این نکات هم توجه میکنند؟
فکر میکنید در همین ۳ سال فعالیت وبلاگینا چقدر هزینه شده و چقدر درآمد کسب شده است؟ باور کنید اگر یکصدم درآمد وبلاگهای خارجی در گردش مالی همین چند وبلاگ آیتی وبلاگستان فارسی صرف میشد، وضع الآن بسیار خوشایندتر بود. دستکم نویسنده خود را موظف میدانست در قبال پولی که میگیرد برای مخاطبش مطلب مناسب منتشر کند. مگر خبرنگاران چهکار میکنند؟
عدم همکاری دیگران
در بالا هم گفتم که وبلاگنویس هنوز تعریفی در ایران ندارد. برای یک شخص عادی ساکن ایران، وبلاگ یعنی کپی یک سری شعر و اسکریپت و نوشته و ارسال آنها در یک جایی به آدرس مثلا bia2inja.blogfa.com (و یا آدرسهای مشابه دیگر). البته قصد توهین به وبلاگنویسانی که از بلاگفا سرویس میگیرند را ندارم اما این بک مثال بارز است. مگر این مسابقات کشوری که در آنها بخش وبلاگنویسی هم هست را ندیدهاید؟ شخص یک ساعته با کپی چند مطلب مرتبط با موضوع آن جشنواره، وبلاگی بنا میکند و در انتها نیز از او تقدیر میکنند. این شد وبلاگ!
فکر میکنید منِ وبلاگنویس دوست ندارم خودم بررسی تخصصی یک گوشی را انجام دهم؟ خودم یک لپتاپ را بررسی کنم؟ آیا کسی از صاحبان نمایندگیها (با این تعریف) حاضر است با من در این زمینه همکاری کند؟ تا الآن خیر! پس من به نوعی بر اساس جبر موجود، بررسیهای سایتهای معتبر را برای این کار انتخاب میکنم. در صورتی که برای آن گروه از وبلاگنویسان خارجی این حمایتهای همواره (و با اشتیاق زیاد) وجود دارد.
ترجمه صرفا بد نیست
بسیاری از نویسندگان آیتی، مطالبشان بر اساس نظرات شخص نویسنده نگارش میشود. آنها در مورد بسیاری از زمینهها صاحب نظر هستند. تصویر تهیه میکنند، برنامه یا سایت موضوعشان را شخصا بررسی میکنند. اخبار را تحلیل میکنند و بسیاری موارد دیگر. اما باز اینکه کسی بیاید خبری که از سوی یک شرکت منتشر شده را برای مخاطبانی که به دنبال اخبار فارسی میگردند ترجمه کند بد نیست. باور کنید بد نیست. دستکم در فضای عدم تولید محتوای مناسب، شخص نویسنده لطفی کرده و محتوایی درخور وبلاگستان فارسی منتشر نموده است. باید دید که تعریف دوستان از ترجمه چیست؟
بسیاری از عزیزان آیتی نویس، مانند آنچه که در وبلاگینا اتفاق میافتد، منبع خبر را به عنوان سند در نظر میگیرند و خبر را بر اساس این سند مینویسند و عملی که در این بین انجام میشود صرفا ترجمه نیست. وبلاگنویس، خود مطلب را نگارش میکند و منبع را بر اساس سندی که استفاده کرده در پستش ذکر مینماید و نظر خود را نیز مطرح مینماید. آیا این کار بد است؟ آیا ما کار بدی را انجام میدهیم؟ آیا این نوشتهها ارزش ندارند؟ آیا کتابی که از طرف مترجم ترجمه میشود بی ارزش است؟ آیا نگاهی به کتابهای تخصصی کامپیوتری که در داخل کشور تدریس میشوند کردهاید؟ آیا میدانید چند درصد آنها ترجمه است؟
چشمها را باید شست
من این حرفها را به عنوان یکی از نویسندگان فناوری وبلاگستان فارسی زدم. دوستان همکارم میتوانند نظر خود را در این مورد مطرح نمایند و آن را تکمیل کنند. امید دارم که دوستان منتقد نیز کمی بیشتر موارد مطرح شده را در نظر بگیرند و انصاف بیشتری به خرج دهند. خارج گود ماندن و حرف زدن کار آسانی است. باید قبل از هرگونه برداشتی خود را به جای نویسندگان این دسته از وبلاگها بگذارید و سالها زحمت بکشید و دزیده شدن مطالبتان را در سایتها، وبلاگها و نشریات ببینید، بعد اگر دیدید کارشان بیهوده بوده، نوشتههایشان را بیارزش خطاب کنید!

ali aghdam
سلام
بیانات شما کاملا صحیح هستند
من با اینکه به تازگی شروع به بلاگ نویسی کرده ام ولی واقعا از درون تمامی این مشکلات را حس می کنم (مخصوصا کپی شدن مطالب توسط دیگران در کسری از ثانیه!)
با بررسی های که من انجام دادم کمتر از 10 نفر وجود دارند که مطالب تخصصی خود را در وبلاگشان به صورت رایگان ارائه می دهند که جای تاسف دارد ،درست است که ما از ساخت تکنولوژی به دور هستیم ولی خیلی ها هستند که با علم روز پیش می روند ولی به دلیل یکجور عادت (مرز) قدیمی که اکثریت ایرانی ها به آن مبتلا هستند ،نمی خواهند دانسته های خود را به اشتراک بگدارند که تصحیح این امر نیازمند تغییر فرهنگ و افکار است که این هم به عهده ماها (جوانان حال) است که می بایست آیندگان را از این عادت آگاه کرده و به فکر تصحیح آن باشیم
ترجمه به صورت کلی چیز بدی نیست(خوب هم هست)، بدی آن به درج نکردن منبع است که به وفور در بلاگستان فارسی مشاهده می شود
امیدوارم وبلاگینا همیشه پایدار باشد و نویسنده آن موفق.
دانیال
با تمام مطالبی که گفتی موافق هستم - ولی به نظر من قبل از تمام مطالبی که گفتیما باید فرهنگ کپی رایت را در جامعه جابندازیم با حل شدن این مشکل، مشکلات دیگه به نظرم کم کم حل میشند
محمود
بسیار خوب ،دقیق و قابل تامل بود و گویای درد مشترک همه وبلاگنویسان آیتی ایرانی...
محسن الف. جیم.
این مشکل عدم تولید فناوری از جایی بزرگ تر مثل دانشگاه هم ریشه میگیره، وقتی مرکز علمی یک کشور همه بر اساس ترجمه باشه یا حتی دانشجوهای این کشور به فکر نوشتن چند مقاله برای وبلاگ های ایرانی نباشن این فقر فناوری کاملاً بارزه. من که تا حالا ندیدم مثلاً یک استاد دانشگاه بیاد در یک وبلاگی مطلبی رو منتشر کنه، دلیلش هم اینه که هرچی خونده دقیقاً مثل وبلاگ های ایرانی ترجمه هست و همون رو داره به دانشجوها منتقل میکنه. اصلاً دانشی تولید نمیشه که بخواد منتشر بشه.
در کل به نظر من که یک مترجم هستم و در این زمینه کار میکنم، هیچ ایرادی بر فعل ترجمهی مطالب خارجی به فارسی نیست، که یکی از اساتید ما هم میگه کسی که عرضه نداره نویسنده بشه میره مترجم میشه! حالا نبود عرضه در فناوری هم همین نبود امکانات و عقب ماندگی علمی هست. حتی به قول خود شما این مطالب فارسی دیگه از ترجمه خارج شدن و به تحلیل تبدیل میشن.
اما اینکه عنوان میزنید وبلاگهای آی تی قاتلان وبلاگستان، شاید نه برای وبلاگستان اما برای تمام زبان فارسی قاتل هستن، چون واقعاً از نظر ترجمه زبان فارسی رو ضعیف میکنن، که این بحثش اینجا نیست.
به هر حال من که یکی از طرفدارهای وبلاگهای فناوری هستم و خیلی هم از این وبلاگ ها یاد گرفتم، این رو هم بگم که آینده به نظر روشن میاد باید صبر کرد.
آرش زاد
در مورد ارائه دانستههای برخی افراد به دیگران هیچ وقت اجباری در کار نیست. موضوع بر سر این هست که همین اندک افرادی که سعی در ارائه برخی مطالب در زمینه فناوری هستند هم با بهوجود آمدن چنین جوی از کار خود دلسرد میشوند...
آرش زاد
ترجمه همینطور که عنوان شد فقط در وب نیست. همهجا این اتفاق در حال رخ دادن هست. این موضوع را نباید به گردن آیتی نویسان انداخت. اگر این وبلاگها قاتل هستند، پس هزاران شریک جرم دارند. مجلات، روزنامهها، سایتهای خبری، کتابها و غیره و غیره...
آیتی نویسان که برای اولین بار ترجمه به فارسی را وارد وب نکردهاند. اینها فقط جزئی از این گروه بزرگ هستند...
پرهام
به نظر من باید از خودمون شروع کرد ، ولی معتقدم وبلاگ نویسی میتونه یک شغل پولساز توی ایران باشه و هست تا حدودی فقط این نیاز به فعالیت بیشتر وبلاگ نویسان داره
میلان
و یک مشکل دیگر این است که سلیقهها و علایق مخاطبان نیز به سوی موضوعات زرد و بی محتوا میرود.کسی برای وبلاگهای که به مسائل روز و جدید میپردازند وقت نمیگذارد.و بیشتر به سایتها و شبکههای اجتماعی بی محتوا علاقه نشان میدهند.
به عبارت دیگر وبلاگ نویسی در حال باخت به شبکههای اجتماعی است.
محمد
همیشه معتقدم میشه تولیداتی ( برنامه + سرویس تحت وب ) داشت که حتی اون طرف آبی ها در موردش بنویسند . نا امید نمیشم. این روحیه رو باید بیشتر تقویت کرد.
آرش زاد
نمیدانم ما ایرانیها چرا تا یک چیز جدیدی میبینیم جو گیر میشویم؟
شبکههای اجتماعی در جای خود هستند و وبلاگها در جای خود. اگر قرار به باخت باشد، الآن باید وبلاگهای خارجی نیز درشان را گِل میگرفتند!
من اصلا این حرفها را نمیتوانم دلیل قابل قبولی بدانم...
آرش زاد
من هم امیدوارم این اتفاق هرچه زودتر بیافته...
III.6
اون که گفتید بدون هیچ چشم داشتی فعالیت می کنید واقعا راسته !! یه عامله کاربر هستن که تو فروم ها و سایت و وبلاگ های مختلف فقط دارن ضرر می بینن که بلکه بشه علم IT رو تو ایران افزایش داد، اما متاسفانه چون منظم نیست و سازمانی هم اهمیت نمیده، بازدهی مورد انتظار رو نداره ... واقعا خسته نباشید میگم به شما و بقیه دوستان وبلاگ نویس که این قدر زحمت می کشن و مطالب زیبا منتشر می کنن تا بقیه ی دوستان هم استفاده کنند. خدا خیرتون بده ... دونه دونه !
یک فنجان اینترنت
به نام خدا
اول یک تشکر جانانه از شما به خاطر انتشار این مطلب می کنم.
واقعا باید بگویم که حرف دل بسیاری از وبلاگ نویسان را زدید.
البته من مدت کوتاهی ست که به جامعه وبلاگی پیوسته اما هنوز هم چیزی نیستم ولی طی این مدت کوتاه بسیاری از مسایل پیش آمد که باعث می شد آدم به خودش شک کنه و بگه این هم کاره.وبلاگ نویسی!
متاسفانه امروزه کسی که در این جامعه وبلاگ نویس باشد به او نگاه خوبی نمی شود می گویند فلانی بیکاره همش تو اینترنته!
از طرفی هم همون طور که اشاراه کردید مشکل مالی بزرگترین و اصلی ترین مشکل ماست.البته من هیچ وقت برای پول ننوشتم و نخواهم نوشت مگر مجبور شدوم.
این ها همه مشکلاتی ست که در بین ما ریشه دار شده و باید فکری به حال آن کرد البته به نظر من باید به هدفمان ایمان داشته باشیم تا قله ها را با کمک هم بپیماییم.
در رابطه با ترجمه هم باید بگم با شما موافقم.این که ما بیاییم از دیگران مطلب یاد بگیریم چیز بدی نیست خوب خیلی از ما ها خیلی از چیز ها رو نمی دونیم و لازمه آن برای بالا بردن اطلاعاتمان رجوع به منابع خارجی بخصوص انگلیسی است.(البته من خیلی دسوت دارم روزی بتونم یک مطلب رو از فرانسه به فارسی در وبلاگم منتشر کنم.)
به هر حال این نظرات یک وبلاگ نویس آماتور است که تازه سرش رو از لاک بیرون آورده و دیده نه بابا به غیر از دور و برش خبر های دیگری هم هست و امیدوارم اگر حرف خوبی نزدم به دل نگیرم.
پیشنها می کنم مطلب "گپی رایت،قانونی که آب شد رفت زمین" را که به تازگی منتشر کردم را بخوانی.
مهیار
قطعا حرف شما درست است اما وبلاگ هایی مثل Winbeta که فقط مطالبش به 2دست تقسیم میشود
1.تبلیغات آواژنگ
2.کپی مطلب از سایت های فارسی زبان دیگر بخصوص مهر
و حتی بعضی مطالب را با تاخیر چند روزه کپی میکنند ارزش ماندن ندارند از این دست وبلاگ ها زیادند وبلاگ هایی مثل Narenji هم مطالب را ترجمه و منتشر میکند ولی میتونیم بگیم زحمت میکشند و قطعا حق وبلاگ هایی از این قبیل بیشتر از اینهاست
saeidrad
واقعا نقد خوبی بود.حرف های شما کاملا منصفانه است.
Hesam
درامد ؟ ارزوی هر وبلاگ نویسی هست که بتونه از وبلاگش در امد کسب کنه
اما تو ایران وبلاگ هایی خوبی مثل همین جا با در امدی معادل صفر داشته باشن اما وبلاگ هایی که مطالب کپی کارانه دارن و اکثر وبلاگ تفریحی دارن درامدی نسبتا خوب دارن
صادق
البته بسیاری از مشکلاتی که برشمردید وارد است. اما فراموش نکنیم که خود بلاگنویسان و آیتی نویسان باید این وضع را تغییر دهند!
احسان ولی نوری
واقعا حرف دل تمام وبلاگ نویس ها رو زدی، انتظار مولف بودن از ما وبلاگ نویس ها و وبمستر ها در جایی موضوعیت پیدا میکنه که ما هم شرایطی مانند تک کرانچ و smashing magazine و ُsix revisions داشته باشیم. وقتی حمایتی صورت نمیگیره انگیزه ها هم کم کم فروکش میکنه. همین ترجمه ها هم بدون هزینه نیست پس هرجه هست از روی علاقه است و بس
امیرحسین
مسلما ترجمه با منبع ارزشمنده.
منابع غیرفارسی باید در دسترس باشه تا تولید محتوای فارسی شروع باشه.
اولین گام آموزشه!
البته یه سری هم هستند که مقالات رو از فارسی به فارسی ترجمه میکنند و منبع هم نمیذارند. وارد یک سایتی شدم به نام خبرگزاری دایان، مطلب وبلاگ من رو ادیت کرده بود و گذاشته بود اونجا. کامنت گذاشتم که خیلی کار چیپی میکنید مطلبی که واسش کلی فکر و وقت و زحمت صرف شده رو بدون منبع میذارید.
چند ساعت بعد واسم ایمیل اومد که ٰٰٰٰٰ نظر شما منتشر نگردیدٰ
محسن الف. جیم.
اینترنت و وبلاگ نویسی باید به یک صنعت تبدیل بشه، ومثلاً وارد بازار بورس بشه، اونوقت یک منبع بزرگ سرمایه و درآمد میشه
امید
مسیله این است که ترجمه کردن یک هنره و بیشتر وبلاگ نویسا اینو ندارند. کسی که مکالمه بلده الزاما ترجمه بلد نیست. طرف وقتی application ترجمه میکنه اپلیکیشن یا کنتراست رو همینطوری مینوسه (بجای ابزارک و نورسنجی) من نوعی که پیش اطلاعاتی ندارم از این مقاله هیچی نمیفهمم. من معمولا وقتی وبلاگ آی تی میبینم همزمان باید برنامه فرهنگ لغت رو هم باز کنم. این گونه نوشتار ها درک مطلب کمی دارند و نیز آسیب بزرگ برای زبان فارسی هستند. مثلا ویرایش رو مینویسه ادیت یا وبلاگ نویس رو مینویسه بلاگر.
دومین مسیله نوشتن با آبو تاب بیش از حده. طرف یک سرویس اشتراک فایل معرفی میکنه امکاناتش رو با آب و تاب فراوان و به انگلیسی مینویسه(میتونید عکساتونو شیر کنید) تا خواننده تو کف تکنولوژی بمونه و فکر کنه من از دنیا خیلی عقبم و با خودش فکر کنه شیر دیگه یعنی چه؟
آرش زاد
خوب در انگلیسی یک سری کلماتی هست که وقتی به فارسی ترحمه میشوند معنی پیدا نمیکنند. شما اگر بخواهید Navigation را ناوبری ترجمه کنید (به نظر من) فوقالعاده مسخره است. بنابر این نویسنده گاهی مجبور هست همان کلمه انگلیسی را به کار ببرد.
در ترجمه شما صرفا نباید هرچه که انگلیسی میبینید را فارسی کنید؛ بهخصوصی در ترجمههایی به موضوع وب و کامپیوتر. بعضی کلمات برعکس آنچه که شما گفتید، به همان صورت انگلیسی جا افتادهاند و اگر بخواهید فارسیاش کنید، کاربر چیزی نخواهد فهمید...
هوشمند
با نظرتون موافقم.
دولت هم خیلی می تونه موثر باشه. وقتی کسی رو به خاطر وبلاگ نویسی اعدام می کنند دیگه چه جوری وبلاگ نویسی پیشرفت می کنه.
طراحی سایت
نقد جالبی بود...
با تشکر از مطالب بسیار قشنگتون:)
آی تی بلاگ
آرش عزیز مطلب خوب و به جایی بود و با اکثر نظرات شما موافقم البته این مطلب شما مرا هم بر آن داشت تا جهت ایجاد تسلسل بحث در مورد معضلات و مشکلات وب فارسی بالاخص آی تی نویسان مطالبی بنویسم که به زودی انجام خواهد شد و لینک آن هم برای شما ارسال خواهد شد اما در مورد جمیع مطالبی که در این جا عنوان کردید باید گفت اولا ترجمه به هیچ وجه بد نیست چون اگر اینطور بود الان کسی با کتاب حکایت دولت و فرزانگی مارک فیشر و بسیاری رمان ها و کتب علمی نا آشنا بود و مطمئنا دانش بومی با وضع موجود نمی توانست جای خالی آنها را پر کند هر چند بنده هم مانند شما و خیلی ها از مطالب خارجی بیشتر بعنوان منبع و سند استفاده می کنیم و موضوع را از زاویه دید خود مشاهده کرده و به نگارش مقاله در زمینه آن می پردازم اما کسانی که باد انتقاد را به آی تی نویسان بهتره کمی منصف باشند و با بضاعت و داشته ها مون این گونه صحبت ها رو عنوان کنند و اگر کمی تیزبین تر باشیم وب فارسی خیلی وقت است که فوت نموده و آن را کسی یا کسانی به قتل نرسانده است .
بقیه نظرات خود را در مطلبی در وبلاگ خود منتشر خواهم کرد
موفق باشید-شروع مجدد و قدرتمندانه شما را پس از مدتی سکون به فال نیک می گیریم
آرش زاد
از نظر شما بسیار ممنونم
منتظر مطلب مرتبط شما در آیتی بلاگ هستم...
امیر سروری
از مطلب شما ممنونم ،من هم معتقدم این مشکلات وجود داره و خودمم لمسشون کردم ،
اما آیا تا به حال کسی راهکاری برای رفع این مشکلات ارائه داده؟
جرا همه فقط نقد می کنن ؟
کسی برای رفع این مشکل کاری نمی کنه ؟ من معتقدم فرهنگ خوانندگان یک وبلاگ و نوع برخوردشون با اون وبلاگ رابطه مستقیم با تفکرات نویسنده وبلاگ داره ، بستگی به شخصیت وبلاگ نویس داره
اگه پلن خوبی از اول چیده بشه میشه به نتیجه رسید .
خیلی از وبلاگ نویسا اول با هدف معروف شدن وارد این عرصه میشن بد متوجه می شن که بابا پولم میشه در آورد بعدا غصه شون میگیره که چرا نمیتونیم پول در بیاریم . همه اینا به خاطر نداشتن پلن مالی در روز اول برای کاره.
به خاطره همینه که به قول یکی از دوستان بعضی از این وب سایتها با گونی سی دی میفرسن شهرستان و ما همچنان مشغول نوشتن وبلاگ اونم بدون چشمداشت ، چون اونا پلن مالی برای کارشون دارن
به نظرم باید یکسری از فرهنگ هارو برای خوانندگان وبلاگ ها جا انداخت ، اینم فقط با یک کمپین عمومی امکان پذیره ، ویا یک همسویی کلی ، مگه تا دو سال پیش مردم می دونستن می تونن قبض موبایلشونو آنلاین پرداخت کنن و نباید برن قبض به دست تو صف بانک واستن ؟ اما الن اکثرا 1یک کارت شتاب دارن و با استفاده از اون پرداخت می کنن .
پس باید این فرهنگ هارو بین مخاطبان جا انداخت.
طراحی سایت
حرف های شما کاملا منصفانه است.
ممنون استفاده کردیم.
VAHID216
سلام
این فقر تکنولوژیک فقط توی وبلاگ نویسی نیست بر می گرده به فقر فرهنگی در تمامی چیز های مربوط به IT . دقیقا می تونم حستون رو زمان نوشتن مطلب حس کنم.
موفق باشید
محسن شایان
خدایی گریم میگیره این چیزها رو میشنوم چون حرف دل خود من هم هست.